Monday, December 25, 2006

شروعي ديگر با وبلاگي ديگر

چهارم دي‌ماه 1385
كار ما در اين چند سال شده است وبلاگ درست كردن و مدتي نوشتن و سپس بستن آن و بعد از مدتي وبلاگي ديگر. هر بار هم به دليلي؛ يكي دو بار بي‌انگيزگي سبب شد، يك بار هم نگذاشتند و دفعه آخر هم از ترس. راستش فعلا و براي مدتي طولاني نمي‌توانم با اسم خودم وبلاگ داشته باشم. ترس از «آقايان!» و تهديدهايشان و همچنين به خطر افتادن موقعيت كاري خانواده‌ام و همچنين زندگي خودم، مرا مجبور كرد كه وبلاگ نويسي را در اين وبلاگ با اسم مستعار ادامه دهم. البته مهم نيست؛ به نظرم مهم، نوشتن آنچه دل تنگ مي‌خواهد، است؛ پياده كردن آنچه كه در ذهن مي‌نشيند و رسوب مي‌كند كه همواره نگاه داشتن‌اش آزار دهنده مي‌شود. به قول شاعر بزرگ معاصرمان سيمين خانم بهبهاني: "مي‌نويسم و خط مي‌زنم، كانچه گم شده پيدا كنم".

از دو ماه قبل كه وبلاگم را [آخرين وبلاگم] كنار گذاشتم، تهران نبودم و به قول دوستان تبعيدي بودم. درباره‌اش به دلايلي فعلا نمي‌توانم بنويسم تا به وقتش مفصل خواهم نوشت. خيلي حرف هم درباره‌اش دارم. كه در اين مدت چه سختي‌هايي كشيدم و چه‌ها بر سرم آمد. يكي ديگر از دلايلي كه فعلا نمي توانم بنويسم همين دو ماه گذشته است. بگذريم...

فكر مي‌كنم براي شروع و اولين پست همين قدر كافي باشد هرچند كه فكر مي‌كنم با اينكه وبلاگ‌نويسي با اسم مستعار را شروع كرده‌ام اما باز هم همه چيز را سربسته نوشتم كه متاسفانه چاره‌اي نيست فعلا و سعي مي‌كنم در پست‌هاي بعدي و بعد از برطرف شدن مشكلاتم، آن طور كه مي‌خواهم بنويسم؛ خيلي راحت و بي‌تكلف. اميدوارم.