Wednesday, January 3, 2007

روزهاي پرالتهاب و قلم فرسايي بعضي‌ها

1- روزهاي سخت و پرالتهابي‌ را مي‌گذرانم و تا اوايل هفته آينده هم ادامه دارد. اين روزها آنقدر برايم مهم و سرنوشت ساز است و تقريبا تكليفم را تا دو سال روشن مي‌كند. يك اشتباه و يا بدشانسي كافي ست تا بي‌چاره شوم. فعلا درباره‌اش نمي توانم بيشتر از اين چيزي بنويسم. اما قصد دارم مفصل بعد از اينكه اين روزهاي حساس را پشت سر گذاشتم، درباره‌اش بنويسم.

2- در وبلاگ چند نفر از دوستان درباره اعدام صدام چيزهاي جالبي خواندم. بنده خداها نمي‌دانند چطوري مخالفت خود را با اعدام بروز دهند و اعدام صدام را با اعدام‌هاي سال 67 و زندانيان سياسي و عقيدتي قاطي كرده‌اند و يك مطلب سراسر غلط و بي‌ارتباط نوشته‌اند. آقاجان! اصلا اعدام يك زنداني عقيدتي چه ربطي به يك جاني و قاتل دارد؟ مگر مي‌توان اين دو را در كنار يكديگر قرار داد. تو را به خدا يك كمي فكر كنيد و بعد بنويسيد! البته كه من هم با اعدام امثال گلسرخي مخالف هستم. اما اعدام بيجه و صدام را صد در صد جايز مي‌دانم. چون اساسا اين دو را انسان نمي‌دانم؛ يك بار هم قبلا اين موضوع را نوشتم. متاسفانه بعضي از وبلاگ‌نويسان كه جالب است روزنامه‌نگار هم هستند، موضوعات را بد جوري با هم مخلوط كرده اند!!!

3- اين طرح دولت براي ثبت وبلاگ‌ها از خنده‌دار ترين جوك‌هايي بود كه اين روزها شنيدم.